آرشیو


درباره ما

از وقتتان برای تفریح نیز استفاده کنید؛زیرا تفریح، راز جوانی جاودانه است...! ♣ لوتارجی.سی ورت ♣
ایجاد کننده وبلاگ :

دریافت كد ساعت


داستان روزانه


ارسال مطلب توسط Admin در تاریخ شنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩٢, ٩:٢٠ ‎ب.ظ



تنها


غمگین


نشسته با ماه


در خلوت ساکت شبانگاه


اشکی به رخم دوید ناگاه


روی تو شکفت در سرشکم


دیدم که هنوز عاشقم آه


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو


یک روز نگشت خاطرم شاد از تو


دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من


یک جان و هزار گونه فریاد از تو


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

در پی آن نگاه های بلند ،


حسرتی ماند و


آه های بلند!

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد


غمهای زمانه را فراموشم کرد


یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم


چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

عشق تو به تار و پود جانم بسته است


بی روی تو درهای جهانم بسته است


از دست تو خواهم که برآرم فریاد


در پیش نگاه تو زبانم بسته است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

گفتم دل را به پند درمان کنمش


جان را به کمند سر به فرمان کنمش


این شعله چگونه از دلم سر نکشد


وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت


ای جان به لب آمده از تو گریخت


با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت


با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

کجایی ای رفیق نیمه راهم


که من در چاه شبهای سیاهم


نمی بخشد کسی جز غم پناهم


نه تنها از تو نالم کز خدا هم


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هزار بوسه به سوی خدا فرستادم


از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود


شب از کرانه دنیای من جدا شده بود


که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

امروز را به باد سپردم


امشب کنار پنجره بیدار مانده ام


دانم که بامداد


امروز دیگری را با خود می آورد


تا من دوباره آن را


بسپارمش به باد

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین


سینه را ساختی از عشقش سرشارترین


آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین


چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

دلم به ناله در آمد که


ای صبور ملول


درون سینه اینان نه دل


که گِل بوده ست


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

هیچ و باد است جهان


گفتی و باور کردی


کاش یک روز به اندازه هیچ


غم بیهوده نمی خوردی


کاش یک لحظه به سرمستی باد


شاد و آزاد به سر می بردی

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

عشق پیروزت کند بر خویشتن


عشق آتش می زند در ما و من


عشق را دریاب و خود را واگذار


تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

روزهایی که بی تو می گذرد


گرچه با یاد توست ثانیه هاش


آرزو باز میکشد فریاد


در کنار تو می گذشت ایکاش

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

تو را دارم ای گل جهان با من است


تو تا با منی جان جان با من است


چو می تابد از دور پیشانی ات


کران تا کران آسمان با من است

 

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

 

نرسد دست تمنا چون به دامان شما


می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما


از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست


نیمه جانی است درین فاصله قربان شما

 








تقویم


آمار بازدید





آخرین مطالب
» ایــــــــا میدانستید ؟ ( چهارشنبه ۱۳ آذر ۱۳٩٢ )
» پاییز رویایی در روستای واریان – جاده چالوس ( سه‌شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٢ )
» سخنان پند دهنده از امامان ( جمعه ۸ آذر ۱۳٩٢ )
» نقاشی های جالب روی دست ! ( سه‌شنبه ٥ آذر ۱۳٩٢ )
» شعر جنون فروغ فرخزاد ( پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳٩٢ )
» شخصیت شناسی با بستنی ( چهارشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٢ )
» تصاویر زیبا از حلزون ! ( جمعه ٢٤ آبان ۱۳٩٢ )
» پوست موز برای سفیدی دندان ها ! ( سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٢ )
» بازهم هنرنمایی خداوند ! ( جمعه ۱٧ آبان ۱۳٩٢ )
» اگر از تیره بودن لبهایتان رنج میبرید بخوانید ! ( پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳٩٢ )


نویسندگان